تبلیغات
دیار بالا گریوه - قومیت ها و حکومتها

دیار بالا گریوه

سرزمین مردان وشیر زنان ازاده

 

قومیت ها و حکومتها

 

نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان

 

ایران کشوری است با تنوع قومی و دینی. جدا از فارس زبانها چندین قوم  با گویش متفاوت وجود دارند از جمله ، لرها، کردها, عرب ها، ترکمن ها و تالشی ها.........وهمچنین ناهمگونی مذهبی که وجود دارد با اقلیت های دینی مثل ارامنه، آشوری، یهودی، زرتشتی و دین مسلمنان اسماعیلی، شیعه جعفری، سنی (حنبلی، شافعی، حنفی) نمود پیدا می کند.

 

اگر کمی از مصلحت جویی های رسانه ای فاصله بگیریم با این واقعیت مواجه می شویم که تمایلات قومیت خواهانه و مطالبات قومی در ایران ازهفتاد سال پیش به این سو رنگ و رویی جدی تر به خود گرفته و حرکت های سیاسی و گاه نظامی در پی داشته است و انکار و نفی آن گزینه مناسبی بری تعامل با این واقعیت نمی باشد. حوادثی در خوزستان ، ترکمن  صحرا ، کردستان ،آذربایجان ، بلوچستان نشان دهنده همین امر است.

 اصالت خاستگاه و تمایلات قومی از آن رو که هویت جز دغدغه های قدیمی بشر بوده است قابل انکار نیست  . هویت جزیی جدای ناپذیر از شخصیت هر انسانی است که مولفه هایی چون زادوبوم، زبان ، فرهنگ،  خاطرات جمعی..... را در شمول خود دارد این مولفه ها اگرچه مانند آب و غذا و اکسیژن نیازهای ضروری نیستند اما نیاز و وابستگی بشر به آنها حیاتی است .  تمایلات معنوی همواره با بشر همراه است و مروری بر تاریخ نشان می دهد هویت خواهی ریشه بسیاری از تحولات و تحرکات اجتماعی است .

قومیتفرهنگ قومی به کرد وکارها و نگرش های فرهنگی اجتماع معینی از مردم اطلاق می شود که آنها را از دیگران متمایز می سازد. اعضای گروه قومی خود را از نظر فرهنگی متمایز از سایر گروه های جامعه می دانند. و سایر گروه های اجتماعی نیز به همین چشم به آنها نگاه می کنند.  قومیت مفهومی است مطلقا اجتماعی .

 از نظر آنتونی اسمیت قوم عبارت است از یک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجداد مشترک، خاطرات مشترک، عناصر فرهنگی، پیوند با یک سرزمین تاریخی یا وطنی و میزانی از منافع و مسئولیت است. ویژگی های مختلفی ممکن است برای تشخیص گروههای قومی از یکدیگر به کار رود اما معمول ترین ویژگی ها عبارتند از : زبان ، تاریخ  یا اجداد(واقعی یا خیالی)، دین و شیوه های پوشاک یا آرایش.

تفاوتهای قومی سراپا آموختنی هستند و این نکته ایست که در بدو امر واضح و بدیهی به نظر می رسد اما چگونه است بعضی از گروهها "حاکم مادر زاد" یا " اصلاح ناپذیر" ، "کم هوش" و از این قبیل پنداشته می شوند.در واقع هیچ عنصر فطری و مادر زادی در قومیت وجود ندارد. قومیت پدیده ای صرفاٌ اجتماعی است که در طول زمان تولید و بازتولید می شود. نسل جوان تر از طریق اجتماعی شدن ، سبکهای زندگی و هنجار ها و باورهای اجتماعات خود را جذب و هضم می کنند.

برای بسیاری از مردم قومیت محور هویت فردی و گروهی است. قومیت می تواند ریشه ی پیوند مهمی با گذشته باشد و اغلب از طریق  عمل به سنتهای فرهنگی زنده نگه داشته می شود. هر سال نمایشهای هیجان انگیز و ماهرانه ی کارناوال ها، احساسات قومی در اقوام مختلف را بیدار می کند.

 استفاده از برچسبهای قومی به یک شیوه ی جمعی خطر ایجاد جناح بندی های میان "ما" و "آنها" را به دنبال دارد که در آن  برخی از بخش های جمعیت قومی محسوب می شوند و دیگران غیر قومی. سخن گفتن از قومیت و تفاوتهای قومی می تواند مساله برانگیز باشد، خصوصاٌ اگر حاکی از تقابل با یک فرهنگ غیر قومی باشد.

در واقع قومیت صفتی است که همه ی اعضای جمعیت واجد آن هستند. نه فقط بخش های خاصی از جمعیت ؛اما قومیت در عمل غالبا ٌ به گروههای اقلیت در یک جمعیت مربوط می شوند. اعضای یک گروه اقلیت محروم تر از اکثریت جمعیت هستند و نوعی انسجام گروهی و حس تعلق به یکدیگر دارند. تجربه ی مورد تبعیض و تعصب بودن معمولاٌ موجب تقویت احساس وفاداری و منافع مشترک می شود. در بسیاری از موارد یک اقلیت در واقع اکثریت جمعیت هستند! در بعضی مناطق جغرافیایی مثل مناطق درون شهری گروههای اقلیت قومی اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند.اما با این حال تحت عنوان اقلیت ها از آنها یاد می شود. دلیل این امر آن است که اصطلاح اقلیت موقعیت محروم و فاقد امتیاز آنها را می رساند . گاهی زنان نیز به عنوان یک گروه اقلیت توصیف می شوند در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان اکثریت عددی با زنان است. اما چون زنان در مقایسه با مردان معمولا محروم تر و بی امتیاز تر هستند این اصطلاح به آنها نیز اطلاق می شود.

اما در کشور ما تا چه حدی به قومیت ها ارزش داده می شود؟ تا چه حدی سیاست ها در راستای کاهش تنش ها میان گروه اقلیت و اکثریت است؟

اقوام ایرانی  معمولا در رسانه جایی ندارند مگر حادثه ای رخ بدهد، نفتی پیدا بشود، جاذبه ی توریستی بیان شود یا رئیس جمهور به آن منطقه سفر کند. بقیه ی فصل های سال از اقوام خبری نیست مگر هنگام سال تحویل که یک نفر با لباس محلی نشان می دهند تا معلوم شود که اقوام ایرانی وجود دارند.

در اصل پانزدهم قانون اساسی آماده است که (زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و  تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.)

اما در آنچه که به واقع می بینیم اکثر اقوام ایران در راستای اجرای این اصل قانون جمهوری اسلامی هزینه های گزاف می دهند.

تحقیر قومیت ها با جوک سازی، تولید فیلم ها و برنامه های بی محتوا در جهت تخریب برخی از قومیت ها و  ایا غیر از این است که  تقویت احساسات ملی گرایی  در سایه بها دادن به فرهنگهای بومی است با عمل به غیر این راه به کجا خواهیم برد؟