نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
در ششله (شش روز اخر چله کوچک)چنان هوا سرد میشود که همیل پسر دایا یا همان ننه سرما، وقتی که از خانه برای تهیه آذوقه و شکار بیرون میرود از شدت سرما خشک شده و دیگر به خانه بر نمیگردد. ننه سرما ممیل را به دنبال یافتن برادر میفرستد .ممیل پس از یافتن جنازه برادر از سوز سرما وغم مرگ برادر جان میسپرد مادر آن ها، پس از شنیدن خبر مرگشان چنان ناراحت میشود که گریبان خود را چاک کرده بر سر و سینه میکوبد. که بر اثر این شیون گردنبند مرواریدش پاره شده و دانههای آن شروع به افتادن میکند و به صورت بارش تگرگ بر زمین میریزد. بعد از آن ننه سرما از شدت ناراحتی تکه چوب نیم سوزی را از اجاق بیرون آورده و برای گرفتن انتقام به قصد سوزاندن دنیا پرتاب میکند.(حمیلم رت ممیلم رت دل و کی کنم خش چمتی بیرم و دس دنیان بزنم تش) میگویند اگر این تکه نیم سوز در خشکی بیافتد سالی که پیش روست، سالی گرم و خشک و کم باران است و اگر نیم سوز در دریا و یا آب بیافتد، سال آینده خنک و پر باران خواهد بود
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
بالاخره سپاه اعراب درسال 14 هجری پس از تسخیر ساحل چپ فرات ، در محل قادسیه به سرداری سعد بن ابی وقاص ، ایرانیان را كه تحت فرمان رستم پسر فرخزاد بودند ، شكست دادند و درفش كاویان ، یعنی پرچم ملی ایرانیان را به غنیمت بردند . دو سال بعد ، یعنی در سال 16 هجری ، مداین ، پایتخت ساسانیان ، به تصرف اعراب درآمد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
اگر توک هات د پسه ای مکر وا
اگر زور وا ایل بئونش وا خور وا
نتونن روسمی بیارن و مئدو
مگر فردوسی د پشت سر وا
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
وی گفت: یكی از واگن های قطار مسافربری فوق العاده 4 تهران اندیمشك روز پنجشنبه هنگام ورود به ایستگاه دوكوهه از ریل خارج شد و دو واگن دیگر نیز برای حركت با مشكل مواجه شدند.
درویش زاده افزود: پس از روی دادن حادثه تمامی مسافران بدون هیچگونه آسیبی و در صحت و سلامت با قسمت جلویی قطار به اندیمشك وارد شدند.
به گفته وی خسارت مالی این حادثه نیز بسیار ناچیز بوده است.
مدیر كل راه آهن لرستان اندیمشك خاطر نشان كرد یك ساعت پس از حادثه بلافاصله حركت قطارها و تردد در مسیرها از سر گرفته شد و هم اكنون هیچ گونه مشكلی در تردد قطارها نیست.
به نقل از ایرنا
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
سالهای سال مردم اندیمشک و خرم اباد برای تردد بین این دو شهر با مشکلات زیادی مواجه بودند . از دهه های نه چندان دور که مردم مجبور بودند از گردنه های خطر ناکی مثل تنگ فنی (تنگ فانی) عبور کنند و با گذشتن از جاده های پر پیچ خم پلدختر خرم اباد خود را به مقصد برسانند وجود مسیری نزدیک تر و اسان تر که همان عبور از میان کوه بود در ذهن مردم منطقه به شکل ارزویی دیرینه نهفته بود .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:پرستو بیرانوند
چند روز پیش یه خبر خوندم که از سردار روزبهانی رئیس پلیس امنیت اخلاقی نقل شده بود: روسپیگری در هر صورت جرم محسوب می شود " “
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
در ادامه مطلب چند روز پیش حیفم اومد این مطالب رو هم ندونید که بر خلاف اونچه که با ما گفتن که ایرانیها با اغوش باز عربها را پزیرفتن ایرانیها با دادن خونهایی که واقعا میتونه همپای حمله مغول ها باشه عربها را به ناچار پزیرفتن
در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی خبریم. این فقر آگاهی تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عدهای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!!
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
کشف الات و ابزار های اولیه و اسلحه های ساخته شده از چوب و استخوان و سنگ چخماق و نیز علامت گذاری درون غارها از حدود 100 هزار سال پیش از میلاد تا امروز بیش از سایر دورانهاست.
بر اساس نظریه های زمین شناسان زمانی که بعضی از قسمت های دنیای قدیم را هنوز یخچال ها فرا گرفته بودند و یا تازه دوره ی یخبندان شروع شده بود در برخی نقاط ایران دوره یخبندان پایان گرفته و باران های شدیدی می باریده و در اثر اب شدن یخچال ها دریاچه هایی تشکیل شده است (کویر لوت و کویر نمک )
پس از فرو نشستن اب دریاچه ها جلگه های حاصل خیزی تشکیل شده است .گرچه رطوبت زیادی در ایران باقی نمانده بود ولی این منطقه برای سکونت بشر مناسب بوده.به مرور جلگه ها خشکیده و به شوره زار تبدیل گشت و مردم به ناچار زندگی در چشمه سار ها را برگزیدند
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
به بهانه پخش فیلم زیبای مختار نامه که در این مجموعه به دفعات از فتح ایران به عنوان افتخار برای خانواده ابن سعد و مختار یاد میشه و واقعا در اجبم چرا توی این سریال اینقدر با واژه ی پسر فاتح ایران مواجه میشیم میخاستم کیفیت فتح ایران به دست این عربها رو بنویسم
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
فرهنگ شناسان معتقدند كه بارزترین نشانه های قومیت و بهترین ابزار شناسایی خصایص یك ملّت، فرهنگ بومی آنهاست. فرهنگ بومی به مثابة جلوه گاهی ارجمند و والا آینه وار منعكس كنندة موجودیت و ارزش های هر قوم می باشد. مردمان ساده و پر تلاش در میان كوه ها و دشت ها زندگی می كنند و بدون واسطه با طبیعت و مظاهر آن مأنوسند. این مردم از تمامی تجلیات زندگی در پیرامون خود تأثیر می پذیرند و متناسب با درك و اندیشة خود نسبت به آنها بازتاب های صادقانه و بی ریا دارند. خوشی ها و ناملایمات مردم عادی برگرفته از طبیعت پیرامونشان است. هیجانات شادمانه و افسردگی های انزوا گرایانه حاصل شرایط زندگی و بازتاب تأثیر محیط آنهاست و اعتقادات، روحیات و باورهای مردم ساكن در كوه ها و دشت ها به روشنی در رفتار، گفتار، عادات، سنن و خصوصاً هنرهای آنها متجلی می شود. صنایع دستی، ابزار كار، آداب، قصه ها و شعرها و آوازها، به روشنی رازهای درونی و خصایص عاطفی این مردم را بیان می كند. در میان تمام عناصر فرهنگی، موسیقی بومی كه معمولاً تلفیقی از شعر و نغمه گری است، بازگو كنندة باورها و نشان دهندة ارزش ها به شمار می آید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
همه چیز با یک جدل آغاز می شود که فروکش آن جز با قربانی شدن الهه صلح امکان پذیر نیست، این است "خون بس"
اقوام و طایفه ها در گوشه و کنار کشور در دل فرهنگ های عمومی آن هر کدام دارای باورها و آداب و رسوم خاص هستند که به آن پاره فرهنگ می گویند. این پاره فرهنگ ها شامل آداب و رسوم در ارتباطات اجتماعی، روابط فردی، ازدواج و مراسم سوگواری و سایر تشریفات و رسم های جاری می شود. یکی از این پاره فرهنگ ها خون بس یا خون صلح است. که در میان عشایر لر، کرد، بلوچ، ترکمن، بختیاری، قشقایی، خراسانی، عرب و عشایر آذری و حتی به نوشته جلال آل احمد عشایر عرب عراقی، اردنی، سوری، و مراکشی قابل ردیابی است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
یاد گرده های مادر بزرگم به خیر یاد برساق یاد نون تیری یاد..... .کاش این زندگی سراسر تلاطم اجازه نفس کشیدن رو به ما میداد کاش میتونستیم یه لحظه از همه چیز ازاد بشیم و به این فکر کنیم کی بودیم از کجا اومدیم و به کجا داریم میریم .یادش به خیر شب چله جمع میشدیم مادر بزرگ واسمون گرده میپخت شاهنامه میخوندیم اخر شب سرم رو میزاشتم تو دامن ننم واسم بی بی تعریف میکرد بی بی دختر هفت براره بی بی ....اخرشم یه دستش گل بود یه دستش نرگس یادش به خیر گندم برشته ها یادش به خیر کرسی و چراغ نفتی ها بد جور این روزها دلم تنگ بچگیام شده خدا رو شکر مردم هنوز یادشون هست که ایرانی ان عیب نداره به جای کرسی پای شومینه میشینن جای گرده کیک خامه ای و شیرینی دانمارکی میخورن چه میشه کرد جبر روزگار.
کاش زندگی اینقدر سخت نبود کاش هر کس هر جور میخاست و هر کجا میخاست زندگی میکرد کاش کاش میتونستم دوباره پای چراغ نفتی بشینم بی هیچ دغدغه ای مادربزرگم واسم بی بی بگه یاد بازیهامون به خیر یاد هالو گاو ملاس یاد سیاه بازی یاد چال پشکلی یاد چینه چینه . مهره ی توی گرده به هرکس میافتاد انگار دنیا رو بهش دادن شادی ها هم جنسش با الان فرق میکرد زلال بود بی ریا مثل مردم عشایر امان از پوسته ی زیبا و شاداب شهر ما که روی باطنی از دلمردگی و زشتی رو گرفته یاد اون روزها به خیر چقدر قلمم روی این جمله راحت رنگ میزنه نمیتونم دیگه بنویسم انگار بغض به جای گلو دستمو گرفته کلی حرف دارم که فریاد بزنم ولی باز هم اپارتمانو دیوارو شهر مدرنیته.....یاد دشتهای پر از گل لاله و بابونه ی اندیمشک به خیر که موسیقی زیبای باد دشت رو سرمست میکرد کاش اونجا بودم و فریاد میکشدم ای فریاد فریادی رساتر از ای فریاد ای فریاد امید.
یادش به خیر
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
چرا؟
در اکثر کشور های دنیا که از اقوام و نژاد های واحد نیستند پدیده ی جوک و لطیفه های قومی وجود دارد حتی بین دو شهر و ایالت هم از این نوع خرده فرهنگ های کلامی استفاده می شود که نمونه های جهانی ان را بسیار سراغ داریم ولی در کشور ما این پدیده مسیر منطقی خود را طی نکرده و در بسیاری از موارد موجبات تحقیر و کوبیدن فرهنگ های مقابل را فراهم می کند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
این مطلب زیبا رو تو وبلاگ کاسیان خوندم خیلی جالب بود با کسب اجازه از دوست عزیزم اقای معتمدی اینجا میزنمش واقعا قابل تامله
یه روز یه ترکه،
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد!
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ،
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.. .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط:سیاوش هزاردستان
یه شعر زیبای دیگه در وصف ایران زمین از اقای طاهری واستون میزارم واقعا با محتواست حتما بخونید
از نگاهت در وجودم یادگاری مانده است اه سرد و اشگ گرم وحال زاری مانده است
بی تو ای ارام جان از سوز و ساز زندگی اندر این کاشانه ی ما یک غباری مانده است
زان همه باغ و گلستان از خزان روزگار شاخ بی برگ و زمین شوره زاری مانده است
زان همه کاخ بلند و چتر گردون سای ما سقف ویران و ستون یادگاری مانده است
از هجوم دشمنان بر قامت این سرزمین داغ بسیاری و زخم بی شماری مانده است
زان همه رسمی که از دور نیاکان داشتیم نی وفا بر عهد و نه قول و قراری مانده است
تا چه خواهد کرد با ما گردش گردون پیر امتحان دیگری در راهکاری مانده است
قاصد امد و دارد مژده ای اما هنوز در کمند زلف پیچان نگاری مانده است
.طاهری. از شور و شوق زندگی افتاده ایم گر چه در ظاهر مقام اعتباری مانده است
با همه افسرده حالی از نشاط روی دوست چشم خوشبین و دل امید واری مانده است
به بهانه ی ظلمی که از سوی اعراب بر ایرانیان رفته شنبه 4 تیر 1390
توک هات چهارشنبه 1 تیر 1390
خارج شدن قطارمسافربری تهران اندیمشك دوشنبه 23 خرداد 1390
خرم زال تهدید یا فرصت؟ جمعه 6 اسفند 1389
روسپیگری،جرم و مجازات یکشنبه 17 بهمن 1389
باز هم پارس ها و عربها سه شنبه 28 دی 1389
تمدن پنجشنبه 23 دی 1389
حمله عرب ها به ایران سه شنبه 21 دی 1389
موسیقی فولكلور یکشنبه 19 دی 1389
عروس را بازوی آز با خود برد چهارشنبه 15 دی 1389
یادش خیر یکشنبه 28 آذر 1389
چرا؟ دوشنبه 15 آذر 1389
پدیده ی شوم سه شنبه 11 آبان 1389
شعری دیگر چهارشنبه 21 مهر 1389
لیست آخرین پستها
تبلیغات

